تو آنقدر بــآ گذشت بودـے کِهـ از منـــ همــــ گــُـ ـذشتـ ـے
"خـــ و من به تــ♥ـو نگاه میکنم
کُل ِدُنیا را هَم کـِﮧ داشتِـﮧ باشــے ... یــادم بــاشـــد ، امشب بعضی از آرزوهایمــ را دَم ِ در بگذارم تــا رفتگـــر ببــــرد ! بیچــاره او ... ما بقــی را هم نقــدا" بــا خود بــه گور می بـــرم ما بقــی همــان " آرزوی بــا تــو بودن " است نتــرس جانکم ! حتــی آرزوی ِ داشتنت را هم بــه کســی نمی دهم امــــــــروز با همه ی دنـیــــــــا قهــــــرم … امــــــا … تــــــــــو صدایــــــم کــن … بـرمـی گـــــــــــــردم...
دلــ آرومــ خودمــــو بغـ دستــ نوآزشـــ لبخنـــ گریــــهــ نکــــטּ عزیـــ " خــــودمــ بهــــ تنهــــــــآیی هــــوآی همهــ ی ندآشتــــهــ هآتــــو دآرمــ
شیطــآטּ نیستمــــ فرشــتهــ نیستمــــ خــدآ همــ نیستمــــ فقــط یهــ دختــرمــــ ... از نــوع ســاده اشــ آدم هــآی ســآدهــ رآ دوسـ همآטּ هــآ کهــ بــدی هیــچ کســ رآ بــآور ندآرنــد همــآטּ هــآ کهــ بــرآی همهــ لبخنــد می زننــد همــآטּ هآ کــهــ همیشــهــ هستنــد بــرآی همهــ هستــند آدم هــآی ســآدهــ رآ بآیــد مثــل یکــ تآبلــو نقآشــی سآعتــ هــآ تمآشــآ کــرد عمرشــآטּ کوتــآه استــ از بــس کهــ هر کســی از رآهــ می رســد یــآ ازشــاטּ ســوء استفــآدهــ می کنــد یــآ زمینشــآטּ می زنــد یــآ درس ســآدهــ نبــودטּ بهشــآטּ می دهــد آدم هــآی ســآدهــ رآ دوسـ بــوی نآبــ " آدمــــ " می دهنــد...! بیـ بهشـ ـ ـت مـ ـن .... یـ ـک بغـ کـ تـ ـ ـو… تمـ وقتـ ـی کسـ امـ ـا وقتـ زیبـ پـ ـس با تمـ ـام سکـ
بیـــــــــــــــــــــــــا... بیـا و به تمامــــــــــــ آدمـــــــــــــ هایی کهــــــــــــــــ مرا از یاد بردهـــــــــــ ای! یاد آوریـــــــــــــ کنـــــــــــــ
اگه خدا ۲۴ ساعت گناه رو آزاد کنه چه گناهی می کنی؟؟؟!!!! منتظر جوابای جالبتون هستم با صداقت جواب بدید ها...
سلام به
همه ی دوستان قشنگم حوالی
ظهر بود که یه دختر نانازی" خودمو می گم" با صدای گریه اش جهان رو به
لرزه در آورد ! اسم این
دختر خوشگل روعاطفه گذاشتن !" به به ، چه اسم
قشنگی ! " امروز که خدمت شمام ، عاطفه خانوم رسما وارد 20 امین پاییز زندگیش میشه !
واحد شمارش من پاییزه نه بهار ! پدر و مادر که امسال قصد کادو دادن رو ندارن آخه تا الان صداشو در نیاوردن
من برم ببینم با 20 سالگی چه میشه کرد ؟ فعلا ! تولدم
مبارک ! ایشالله پیر نشم !!! سیاهیــــ پایـــــ چشمانمــــ را دوستـــــ دارمـــــــــــ
روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای
تو درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم
باشیم بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم میخوام برات تو رویاهام جشن تولد
بگیرم از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس
بگیرم من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون چراغونی جشنمون، ستاره های کهکشون به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش
بزنم هر چی غم و غصه داری یک شبه آتیش بزنم
تو غمهات و فوت بکنی منم ستاره بیارم اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم کهکشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش
بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره
هاش با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک
با ل فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک عاشقتو یه قلب بی قرار و کوچک فقط می خوان بهت بگن :. تولدت
مبارک عشقم
یه دوستی مسخره ی تلفنیـ که سر و تهش فقط دروغ بود و دروغ... قزوین بودمـ........ اون کرمانـ.........
فرسخ ها فاصلهـ... کی فکرشو میکـــرد عشق بیاد؟! اونم با دو تـــا عکس و ایمیل؟!
تو تموم عمرمـ انقد تجــــربه کسب نکرده بودمـ! مرسیـ از تــــو! مرسی که همه ی حرفات بوی سکــــ س میداد و من عاشقانه گوشـ میکردمـ.. مرسیـ از تو که مثه یه معلم خوبـ همه تجربیاتتو در اختیارم گذاشتی و من! چه شــــــاگرد خوبی بودم اســـــتاد سکسیولوژی! یه دخــــــــتر خـــــر..... یه پســــــر وارد.......
که سک س عشقو زیاد میکنهـ... آخه کدوم خـــــری بعد هم خوابگی عاشق شده؟! دانشگاه تهران قبول شدیـ.. تو تمومـ هفته رو مخ مامانم کــــار کردم که بیام تهران... تا تو رو ببینم... فرشته ی نابودی منـ... ایستگاه متــرو... تو ... من با فاصله ی کمـ.......
اولین لمس دستای تــــــو........آخرین جرقه های احساس منـ...
خوش هیکل و زیبا...... بی نقص تر از تو من...
تو چشــــــات میدیدمـ.....
گفتی: بریم دیگهـ...... من: نه دیرم میشه........ گفتی: ما حرفامونو زدیمـ..
آره یادمه... اما من... فک نمیکردم 4 تا اس جدیـ باشهـ گفتی: بـــــذا فقط لخت تو بغلم باشیـ......گفتی: میخوامـ عشقــــو تو تک تک اندامت لمس کنمـ..
میبینی مرددم......میبینی چهـ ساده زل زدم تو چشـــــات........ اما نه....... نمیبینی معصومیت نگاهمو ترسیـــــدم.. یه خونه مجـــــردی اطراف تهران.. من.. تو... دوستت که میگی بیرونه تا مراقبمون باشهـ... ترسیدم.... ترسیدم... ترسیدم...
و تو چهـ با آرامشـ لباساتو در میاریـ.........میگی: در آر...
میدونم نمیشه کاری کرد.... لعـــــنت به من...
حــــواسم به دره که دوست لعنتیت نیاد.....من تو بغل توام.. در حالی که جای آرامش میلرزم..
در حالی که جای عاشق تر شدن.. تنها متنفر تر میشمـ... درحالی که تو... ....تا از ترس پشــــت میکنمـ.......و تو نابودمـ میکنیـ...
میگی: حــــــالا انگار چیـ شدهـ گریه میکنمـ...... گریه میکنمـ...... گریه میکنمـ...... میگی: خودتــــــو لوس نکن الان تموم میشهـ الانت شــــد 4 ســــاعت... دوستات اومدنـ........ مرگو جلو چشمم میدیدمـ........
گفتیـ: باید فرار کنیـــــ......... از پنجره پریدمـ......
و تا خود ناکجــــــا آباد با اون وضعیت بد.. درد..... خون...... بکـــــارت از دست رفته ...... تنفـــــر...... و یه دنیا عذاب..... دویدم....
تو حمومم... کاشیا پــــــر خونن.. دستگاه تناسلی نابود شده ی یه زن........ و تو......
تویی که چه پررو میگی : من که کاری نکردم.. ! میگی: من اصلا باورم نمیشه بار اولت بوده باشهـ! گذشـــــــت........از تاریخ مصرف منم....
دانشـــــگاه قبول شدمـ............گذشـــــت......... اما من هنوز عاشق توام.......
با اصرار زیادم اومدی... با یه شرط کذایی: ســـــ کس... منم خیالم راحت که اینجا خونه نداری! و تو با پررویی تمام میکشونیم تو جنگل و....... یـــــه چــــــوپــان.....
20 تومن میذاری کفــــ دستشـ... همون 20 تومنیـ که بعدشـ ازم میگیریـ.. تو همون بیابونی که میخوای ادامه ی کارتو اونجا بکنیـ... لعـــــنت به تو.... رفتیـ....... منم مغموم و آشفته از یه س کـ س نا فرجامـ...
خاســــتگار اومد...... واسه عذاب تــو جواب بله دادمـ...
گفته بودی:موقعیت خوبیه ازدستش نده.. آره این عشقیه که بعد از گرفتن پاکی من زیاد شــــد بعــــد چن ماه..... میگی: دلم تنگ شدهـ.......اما من الان با همون مرد خوشبختمـ...... و تو میگی تلافی میکنی و کردی...... بابام ازم متنفر شـــد.... و حالا فقط حفظ ظاهرهـ
میدونم خورد شد بعد دیدن فیلم و عکســـــای من... من هنوزم تو آغوش کسی میخوابم که آرومم میکنهـ.. در حالیـ که نمیتونم شبــــــا از ترسـ فردا بخوابمـ.. در حالیـ که نمیتونم صبحیو که با اون لبخند مهربون بیدار میشم.. تو چشاش زل بزنم و بگمـ.. گناهی نبودهـ.. من هنــــــوزم میترسمـ.............. از تو......... خودم.............
و زندگی ای که نابودش کردیـ...
کاشــــ می فهمیدیـــــــــــــــــــــــــ قهر میکنمــــ تا دستمـــــ را محکمتر بگیریــــــــــــــــــــــــ و بلند تر بگویی : بمانــــــــــــــــــــــــ نه اینکهـ شانهـ بالا بیندازیـــــــ و آرامـــــ بگویی هر طور راحتیـــــــــــــــــــــــ
خدایــــــــــــــــــا گناهانـــــــــــــــــــم را نادیده بگیـــــــــــــــــــر همانطور که دعا هایـــــــــــــــــــم را نادیده میگیــــــــــــــــری
همیشه یا دلمـ میسوزد یا دلمـ گرفته یا دلمـ تنگ است یا دلمـ گیر است مرده شور این دل را ببرد آه الآن دلمـ دارد شور می زند لا مصب این دل من...................
بعضی
ها از دور میدرخشند! چقدر سخته آدم واسه تنها ستارش
بره آسمون اما موقعی برسه که صبح شده خواستم آنقدر کمیاب شوم تادلی برایم تنگ شود،نمی
دانستم فراموش میشوم من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من
دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگها بحث مىکرد. معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است كه نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد، زیرا با وجود این که پستاندار عظیمالجثهاى است، امّا حلق بسیار کوچکى دارد. دختر کوچک پرسید: پس چه طور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟ معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمىتواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است. دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مىپرسم. معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟ دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید. زودتر
ببخشیم... کمتر قضاوت
کنیم... وبیشتر فرصت
دهیم...
ღஜღفرا رسیدن ماه مبارک رمضان بر شما مبارک بادღஜღ
روی سرنوشتم انگار مهر این حادثه خورده . . . مشخص بود
وقتی مردم دلت حتی نمیگیره . . . شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: ............... برو ادامه مطلب اگه ...... می ترسم از روزی
که دوست داشتنم، آره دوست داشتنم انقدربزرگ
بشه و من
انقدرکوچیک که صدامو نشنوی! می گن بعضی وقتا باید کم باشی تا
کم بودنت احساس بشه نه اینکه نباشی تا نبودنت عادت
بشه....! باشه عزیزم! من کم می شم... اما یه قول بهم بده : که کم بودنمو
احساس کنی! پسرکی بود عا شق دخترکی روزها گذشت و دخترک نیز عاشق شد هر دو عاشق .دلتنگ. بدون هم زندگی برا شون معنی نداشت حتما ادامه مطلب و بخوانید وگرنه از دستتون میره دل
اگر یاد عزیزش نکند میمیرد
تو نِمے دانے وَقتے چِشمانَتـــ غَمگینَند![]()
وَقتی صِدایتــ آهنگ هَمیشگے اَش رآ نـَدارَد![]()
گاه کـﮧ غمـِ عالمـ در دِلَت جاے مے گیـرد![]()
اَز هَمـﮧ ے دُنیـا گِرفتـﮧ اَستــ![]()
چـﮧ دردے مے کِشَمـ ..![]()
مے خواهَمـ یِکبآره![]()
تَمآمـِ هَستے رآ بـﮧ آتَش بِکشَمـ![]()
تَمامـِ دُنیـا رآ بَر هَم ریزَمـ![]()
تو چـﮧ مے دانے چـﮧ دَردے دارَد غَمـِ چِشمانَتــ رآ دیدَن![]()
نمے خواهمـ ..نمے خواهَمـ دنیایے رآ![]()
کـﮧ همـﮧ ے هستےِ مَن دَر آن یِکــ لَحظـﮧ![]()
آرامِش نَدارَد...![]()
روزے کـﮧ گُلِ خَنده روے لَبانَت بِشکُفـد![]()
بِهتَریـن و شیرین تَرین لَحظـﮧ ے زِندِگے مَن اَستــ![]()
عِشقِ مَن , مَن هَمه اَمـ رآ بآ تو مے خواهَم![]()
زِندِگے بدونِ تو وَ لَبخَندتــ بَرایَمـ پوچ اَستــ![]()
این لَحظآتــِ خوشبَختے رآ اَز مَن مَگیــر کـﮧ![]()
تَمآمـِ مَن بـﮧ تو وآبَستـﮧ اَستــ![]()
وَ تَنهآ تو دَلیلِ بودَنمـ هستے![]()
حـــ
ـواست بـہ دلتــ باشد . . .
آن را هـ ــر جایـــ
ـے نگــذار!
ایــن روزهـــ
ـــا دل را میــدزدند . . .
بــعد ڪہ بہ دردشـ
ــان نـخــورد
جـای صـــندوق پـستـــ آنــ ــرا در سطل آشــ
ـــغال مے اَندازند !
و تــو خوبــ مـیـــ
ــدانے دلے که اَلمثنے شد!
دیــگر دِلــ
ــ نمـیشود. .
ـداوندا"
عزیــ
ــزی دارم که آیــــنه تمــــام نمــــای عشـ
ــق ومعـــرفــت است.
پــــس آنــــگاه کــــه دســ
ـت بســـوی تو مـــی آورد پرکــــن دستــ
ـش را
از آنچه در مـــرام خــ
ـداوندی توســــت.
یـــ♥ـادم میرود
از تــ♥ــو چه میخواستم
برای خودم !
عظمت تـ♥ـو مرا غـ♥ـرق میکند
همیشـ
ــه نمــی شود زد به بــی خیـــالــی و گفــــت :
تنهــــا آمده ام ، تنهـــا مـــی روم ...
یک وقــــ
ــت هــایــی
شایـــد حتـــی برای ساعتـــی یا دقیــقه ای ... کـــ
ــم مــی آوری
دل وامانـــده ات یـــ
ـــک نفـــر را مـــی خواهــد !
باز هَم دِلَت میخواهَد...
بَعضــے وَقتها .. فَقَط بَعضــے وَقتها ...
بَراے یـِک لَحظِـﮧ هَم کِـﮧ شُده ...
هَمِـﮧے ِدُنیاے ِیــِک نَفَر باشــے

ـــمــ کــــهــ میگـیرهـــ
ـــل می کنمــ
ـی بهــ ســــرمــ می کشــــمــ
ـد می زنمــــو آهســــتهــ می گــــمــ
ـــزمـــ
مــــטּ هســـــتـمــ
"
...

★"میـــــــ ـان دِلتَنگــــــی هایَــــــم باشــ ـــــــ تا فَراموشَـــ ـــت نَکُــــــنَم
تا بــــه یاد داشـــ ـــته باشَمَـــــت تا بویَـــ ــــت را حِــس کُنَـــــــم....
تا بِــــــ ـدانَــــم که هَستـ ـــــی تَـــــــ ـمامِ دُنیـــ ــــام قَلبَــــمه....
دنیـــ ــــام باشــــ ـــه واسه تــ ـــــــو تا بِـــــدانــــ ـــی مـــــــــیانِ
ثانیــــ ـــه هایِ دِلتَنگیـــــهامـــ تــــــو وجــــــ ــــود داریــــ ــ فَــقَط تـــ ــــو "★
"فرقـے نمـے کند !!
بگویم و بدانـے !
یا ...
نگویم و بدانـے . . .!
فاصله دورت نمی کند . . .!!!
در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ . . .!
جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد.
دلــــــــــــــم . . . !!!"
★"من فقط حسی دارم که نمی دانم چیست
دلم سخت تنگ تــــوست
و " بعدا " تنگ تر هم خواهد شد
می دانم ...!"★
ـتــ دآرمــ
ـتــ دآرمــ
ـا سیـ ـب را بـ ـا هـ
ـم گـ ـاز بگیـ ـریم![]()
آنجـ
ـاست کـ ـه تـ
ـو را بیشـ ـرمانه
ـل شعـ ـر و نبــ
ض صـ ـدات
ـه بـا نیـ ـمه ی دیگــر به جُستـ ـجویت برخیـ
ـزم
ـام گُمشـ ـده منـ ـی![]()

ـی رو دوسـ ـت داری ، ایـ
ـن یه چیـ ـزه !
وقتـ ـی کسـ ـی تـ ـو رو دوسـ
ـت داره ، ایـ
ـن یه چیـ ـز دیگه !
ـی کسـ ـی رو دوسـ ـت داری که تـ
ـو رو دوسـ ـت داره
ـایی عشـ ـق به سـ ـکوت اسـ
ـت نه فریـ ـاد،
ـوتم دوستـ ـت دارم . . 

پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:
لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم
و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!!
ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم.
من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجيـده خاطر از رفتار مرد،
از همه همکاران و دوستانش مي خواهد که عکسي از نامزد،
برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به او قرض بدهند
و همه آن عکسها را که کلی بودند با عکس روبرت، نامزد بي وفايش،
در يک پاکت گذاشته و همراه با يادداشتي برايش پست مي کند،
به اين مضمون:
روبرت عزيز، مرا ببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم،
لطفاً عکس خودت را از ميان عکسهاي توي پاکت جدا کن و بقيه را به من برگردان...


















با طعنهــــــــــــــ های سردشانـــــــــــــــــ نیشـــــــــــــ میزنند
هجومـــــــــــــ می آوریــــــــــــــــ..................!
![]()
![]()
![]()

![]()




کسیـــ دلـــــــــــــــــــ نمی خواهد
شریکــ جنسیــــــــــــــــــ خـواهان زیاد دارد
شریکــ قلــــبیــــــــــــــــــ خریدار ندارد
اینــ روزها هوای رابطه ها تاریکــــــــــــــــــ استـــــــــ ...
نزدیک که میشوی یک تکه شیشه ی شکسته ای
بیشتر نیستند!!!
که باید لگدی بهش زد تا از مسیر نور
آفتاب دور شوند
تا چشمان دیگری را خیره نکنند و گول
نزنند



یک استکان چای هم
دیوانه ام می کند
وقتی میزبان
چشمان خمار تو باشد
![]()






ادامه مطلـب
![]()
ادامه مطلـب
هزاران هزار ستاره. کدامین ستاره به تو چشمک می زند؟
دنبال ستاره ای باش که چشمکش تنها برای توست و تنها برای تو نور می تاباند.









































